#روژان،_قربانی_یک_رسم_پارت_157
- آره دارم با همه مشکل دارم
- مامان تو رو خدا
- ول کن ، خسته شدم از بس ساکت موندم و حرفمو تو دلم ریختم
توهین به جمع بود . تاج مرواری تحمل این توهین ها رو نداره اونم از عروسش . اون عروساش اونجوری تربیت نکرده بود که الان به خودش اجازه بده تو جمع اونطوری حرف بزنه .
- تمومش کن
- بس کن زن
همه سعی می کنن آرومش کنن ولی من خونسردم . باید خودمو کنترل کنم ، اینجوری بهتر بود .
- نباید مشکلی داشت باشید ، اگرم خانومی کنه تو خونه ی من میکنه تو خونه ی خودش .
از رو تخت بلند میشه . دختراش هم بلند می شن و دستاشو میگیرن . به میر حسین نگاه میکنم ، خیلی خونسرد داره سیبی پوست میکنه . اما همه مثل اسپند رو آتیش می مونن . می خواست زن عمو رو آروم کنن که آروم نمی شد .
- از کی تا حالا خون بس ها صاحب خونه و زندگی می شن .
خیره میشم بهش
- از وقتی یه خون بس شد زن من
- اگه اینجا می موند بهش می گفتم خانومی کردن یعنی چی
می ایستم . مامان دستمو میگیره .
- کیاوش جان
romangram.com | @romangram_com