#روژان،_قربانی_یک_رسم_پارت_141

- تو بیمارستان

این دختر چی داشت میگفت ، گیج شده بودم

- اونوقت اونجا چی کار میکنی ؟

- اگه بگم اجازه میدی برم دیگه مثل سابق

- بگو روژان

- خوب من دارم دوره ی انترنی رو میگذرونم

- چــــــــی ؟

از تعجب کم مونده ببود دو تا شاخ رو سرم سبز بشه . انترنی ...

- میزاری برم دیگه ؟

من هنوز تو شوک حرف هاش بودم ، هنوز متوجه نشده بودم چی میگفت ، هنوز داشتم حرفاشو مزه مزه میکردم .

- تو پزشکی میخونی ؟

با چشم های مظلوم و نیمه خیسش نگاهم میکنه و سرشو تکون میده . گیج بودم . چی داشت می گفت . پزشکی خونده بود . عروس خون بس پزشکی خونده بود . زن من داشت دوره ی انترنی رو میگذروند و من اصلا نمی دونستم . نمی دونستم که هر روز میره بیرون و حتی بعضی وقت ها هم شب نمی یومد و من الان داشتم می فهمیدم اونم اتفاقی .

- شوخی میکنی دیگه

- نه

زبونم بسته شده ، اونقدر شوکه بودم که حد نداشت


romangram.com | @romangram_com