#روژان،_قربانی_یک_رسم_پارت_140

- میشه بگی از کجا باید خبر داشتهه باشم

- میر حسین

کلافه شدم از بس گفت میر حسین ، من شوهرش بودم ، حالا هر برنامه ای داشتیم منن شوهرش بودم و اون فقط میگه میر حسین . شاید تقصیر خودم بود که از اول هم به حرف میر حسین گوش دادم و الان رسدم اینجا که هیچی ازش نیم دون م، از دختری که زنم بود ، از دختری که ماه ها بود تو خونه ام زندگی میکرد . آره تقصیر خودم بود اشتبباهم اینجا بود که از اول روژان و نادیده گرفتم و اجازه دادم تا دیگران تو زندگیم دخالت کنن .

- میشه بپرسم میر حسین با شکما چه نسبتی داره

دوباره آب دهنشو قورت میده

- خب .. خب

هول شده بود و این کاملا قابل درک بود با اون وحشی بازی هایی که من درآوردم . اگه بهار بود تا الان ترکم کرده بود .

- میر حسین پدر بزرگه منه . درسته بزرگ خاندانه ولی فقط بزرگ خاندانه . پس نسبت خاصی با شما نداره

سرشو تکون میده

- پس لطفا ازت هر چی پرسیدم نگو میر حسین

دوباره سرشو تکون میده

- حالا بگو

- من تو بیمارستان کار میکنم

چشمامو تنگ میکنم تا مطمعن بشم دارم درست می بینم و می شنوم

- کجا کار میکنی ؟


romangram.com | @romangram_com