#روژان،_قربانی_یک_رسم_پارت_136
از لای دندونام غریدم
- روژان کجا بودی ؟
تکیه میده به میز و پاهاشو جمع میکنه رو شکمش . خسته شده بودم ، از دیشب که درست نخوابیده بودم اینم از روژان که کلافه ترم کرده بود .
- به خدا سر کار بودم
- کدوم کار
نگاهم ذوم میشه رو صورت خیسش ، درخشش چشم های و می تونم حتی با این اشک ها هم تشخیص بدم .
- بیمارستان بودم
- بیمارستان چه غلطی میکردی
سرشو میزاره رو زانوهاش و هونجوری میگه
- بسه کیاوش ، تو رو خدا بسه
داشت گریه میکرد
- چرا ولم نمیکنی ، خسته شدم ، خسته شدم از همه چی
سرشو بلند میکنه و نگاهم میکنه
romangram.com | @romangram_com