#روژان،_قربانی_یک_رسم_پارت_135
- حرف مفت نزن
- حرف مفت می شنوی . تا الان ساکت بودم فکر کردی چه خبره ، زبون ندارم نه خیر از این خبرا نیست . فکر کردی خیلی خوشحالم که اینجا با تو ، کنار تو ، تو خونه ی تو دارم زندگی میکنم. فکر میکنی خوشحالم اسم توی به اصطلاح مرد تو شناسنامه. نه خیر ، اجبار . زودم کردند وگرنه من به یکی مثل تو نگاه نمیکنم چه برسه به اینکه زنت باشم .
با حرفاش رگ گردنم میزنه بیرون ، عصبی بودم و عصبی ترم کردم کرده بود
- فکر کردی من خوشم می یاد شوهرمو یکی دیگه انتخاب کنه ، فکر کردی تو اصلا ارزششو .....
میرم جلوتر ، با سیلی که خوابوندم تو صورتش حرفش نصفه کاره می مونه
- غلط های زیادی نکن ،فکر کردی چه خبر ، ناراحتی شرت کم فقط منتظر عواقبش باش .
نزدیکشم ، اونقدر نزدیک که صدای نفس های بریده بریده اشو راحت بشنوم . موهای آشفته اش دور صورتشو گرفته . مانتوش با دکمه های باز هنوز تنشه .
خودمم آشفتم ، از حرفاش ، از حرف های دختری که به زور چپوندن تو زندگی من .
- چی میشه مگه ، شما رادمان و می کشید اونام بیکار نمیشینن تک تکتنو می کشن .
- خفه شو روژان ، بسه هر چی چرت و پرت گفتی
- چرت و پرت نیست ، حقیقت محضه . توام یکی مثل همه . بی ارزش و پست و نامرد
یه سیلی دیگه و برخوردش به میز و افتادن روی زمین ، همش چند ثانیه طول کشید و خونه تو سکوت مطلق فرور رفته .
روژان افتاده بود رو زمین و منم خودمو انداختمم رو تخت . خونه ساکته .....
نگاهش میکنم با زور خودشو از رو زمین جمع میکنه و بلند میشه .
- بزن ، بازم بزن ، کاره دیگه ای که بلد نیستید
romangram.com | @romangram_com