#روژان،_قربانی_یک_رسم_پارت_133
- تو چطور به خودت اجازه دادی یه همچین کاری بکنی .. گشنگی کشیدی ، چیزی خواستی در اختیارت نبود که واسه من میری سر کار . ببین تو رو خدا کار من به کجا کشیده ..
- میر حسین
میرم جلوتر سعی میکنه عقب تر بره ولی موهاشو تو دستم میگیرم و با این حرکتم بی حرکت میشه . سرشو می یارم جلوتر
- میر حسین چی..
- میر حسین اجازه داد به خدا
مشت دستم سفت تر میشه
- میر حسین اجازه داده ....؟
خیره میشم تو چشماش
- تو داری تو خونه ی من زندگی میکنی نباید من در جریان باشم ... فقط دوست دارم بدونم بیرون از خونه چی کار میکنی
چشماشو ریز میکنه و سعی میکنه موهاشو از دستم در بیاره بیرون
- تو رو خدا درد می یاد
- که درد می یاد .. خوبه که درد می یاد
- آخه چی کار کردم مگه
- کجا بودی دیشب چرا من نمی دونستم تو بیرون از خونه ای
اخم میکنه ، صداشو می بره بالا
romangram.com | @romangram_com