#روژان،_قربانی_یک_رسم_پارت_132
- نه پس من ، میگم کجا بودی
سرشو با شدت تکون میده
- هیج جا
یکم میرم جلوتر و اون از دورتر میشه.
- ا... پس هیج جا . کجا بودی دیشب میگم ؟
- دایه
لکنت گرفته چرا ، فقط دارم میپرسم کجا بوده
- دایه چی هان ، دایه اجازه داده بری سر کار
عصبی ترم کرده این سکوتش
- کار ... آخه دختره ی عوضی نمیگی تو اسمت تو شناسنامه ی منه . من باید بیام ببینم خونه نیستی..
با چشم های سرخ نگاهش میکنم . کارد میزدن تو اون لحظه خونم درنمی یومد. باید بگه کجا بوده ، اصلا چه دلیلی داشته بره سر کار .
- چطور به خودت اجازه دادی شب بیرون از خونه بمونی . بره سر کار
تمسخر تو صدام اونقدر گویا بود که اشک تو چشماش جمع بشه
- یادت رفته چرا اینجایی ، یادت رفته واسه چی الان داری تو خونه ی من زندگی میکنی ؟
با چشم های خیسش داره نگاهم میکنه . حرف بزن ، یه چیزی بگو .
romangram.com | @romangram_com