#روژان،_قربانی_یک_رسم_پارت_130
- یعنی چی دایه
سرخ شدم از عصبانیت داغ کردم . چی داشت میگفت .
- سر چه کاری
- چی بگم والا
صدای عصبیم پیچید تو خونه
- میشه توضیح بدید چه کاری ، چه کاری این موقع شب ...؟
دایه ساکت ایستاده
کار ، چی می شنوم ، میره سر کار اونم شب .
- من کاره ای نیستم پسرم زنگ بزن به میر حسین
- میر حسین .. دایه چی دارید میگید ، شما تو خونه اید و مواظب روژان . حالا الان روژان خونه نیست ، این یعنی چی آخه ...؟
عصبی کم بود واسه این حالتم .چی داشتم می شندیم رفته سر کار اونم این موقع شب . چه کاری چه کشکی ....
چطور به خودش اجازه بود و جرات کرده بود .
روژان ، این موقع شب بیرون از خونه بود .
میرم تو اتاقم و گوشیمو برمیدارم و بلافاصله شماره ی میر حسین و میگیرم جواب نمیده ، دوباره میگیرم ولی بازم جواب نمی ده به ساعت نگاه میکنم یازده شبه و مطمعنا خوابه ولی بازم شمارشو میگیرم من باید بفهمم امشب تو این خونه چه خبره .
اتاق رو عصبی بالا و پایین میکنم . چطور تونسته بود بدون اجازه من تا الان بیرون از خونه باشه و بره سر کار ، چرا اصلا باید بره سر کار ، کار چی آخه...
romangram.com | @romangram_com