#روژان،_قربانی_یک_رسم_پارت_129
- ممنون
- نوش جونت ، فردا صبح میخوام برم امامزاده صالح
- دایه ممنون ، التماس دعا
- محتاجیم به دعا
دایه از آشپزخونه میره بیرون . دودلم تو پرسیدن و نپرسیدن .
- روژان کجاست ، تو اتاقش نبود ؟
- سر کاره پسرم
لیوان آبی که برداشته بودم تا بخورم جلوی صورتم موند ، دستم خشک شد . سر کار...
سرمو برمیگردونم تا از شوخی بودن حرف دایه مطمعن بشم ، حتما شوخی کرده .
بلند میشم و میرم کنارش
- شوخی میکنید دیگه
- نه والا ، سره کاره
صدام بالا رفته
- یعنی چی اونوقت
- والا چی بگم پسرم
romangram.com | @romangram_com