#روژان،_قربانی_یک_رسم_پارت_126
با کرختی از جام بلند شدم و رفتم بیرون از اتاق تا آبی به صورتم بزنم که صدای دایه باعث شد دستم رو دستگیره سرویس میمونه
- بله آقا
- ......
- نمی دونم والا تا کی
- .......
- فهمیدم آقا چشم
- .....
- مطمعن باشید ، یه کاری میکنم
چیزی از حرف هاش نفهمیدم .. ولی داشت با یه مرد حرف میزد ... آقا .... یعنی کی بود ؟
چشمامو می مالم و دستگیره رو فشار میدم و میرم داخل سرویس و یه آبی به صورتم میزنم .
از دستشویی که بیرون می یام دایه هم از اتاقش بیرون می یاد .
- می خواستم بیدارت کنم الان
- مرسی ، بیدار شدم
- پس بیا شام بخور دیرت نشه
- باشه دایه لباسمو عوض کنم می یام .
romangram.com | @romangram_com