#روژان،_قربانی_یک_رسم_پارت_122

- آخه دخترتون تازه زایمان کرده

- سپردمش به خواهرم ، هم خواهر زادش هم مادرشوهرش ، هواسش بهش هست .

- آهان

- بخور صبحونتو ، بیمارستان نمیری ؟

یاد این چند روزی که اصلا نتونستم درست و حسابی سر شیفتم حاضر بشم می یوفتم .

- دیشب شیفت بودم ولی نرفتم

- چرا ، طوری شده بود مگه ؟

- نه یکم حالم خوب نبود

- بهتری ، میخوای بریم دکتر ؟

- نه خوبم دایه .

- پس چی کار کردی بیمارستان ؟

- طبق معمول یه کاری پیش می یاد گلسا جام رفت

- انقدر این دختر تو زحمت ننداز

- نه به خدا ، امروز شیفتش از ظهر شروع می شد من به جاش میرم ، فقط جاهامونو عوض کردیم

- زود بخور صبحونتو دیرت نشه


romangram.com | @romangram_com