#روژان،_قربانی_یک_رسم_پارت_119

- پس چرا الان این شکلی هستی

- خوبم

- صبح تلفنت زنگ خورد جواب دادم

سرشو تکون میده

- دوستم بهم گفت

سعی میکنم سوالی که صبح فکرمو به خودش مشغول کرد رو بپرسم ولی اون پیشقدم میشه

- به دایه زنگ زدید

نگاهش میکنم و میدونم که دنبال چی میگرده . میرم بیرون از اتاق . ساعت یک نصفه شب و من واقعا خستم . مهم این بود که بیام خونه که اومدم . از اتاق در می یام بیرون و مستقیم میرم سمت اتاقم . که دختره رو می بینم که کنار در اتاقش ایستاده و داره خیلی مظلوم نگاهم میکنه

- چی شده ؟

- زنگ زدید

- چه اهمیتی داره ؟

اینو میگم و میرم داخل اتاق و در و میبندم . لباسامو عوض میکنم . دنبال گوشیم میگردم ولی پیداش نمیکنم . یادم می یوفته که کیف و گذاشتم دمه در . در و باز میکنم و از اتاق در می یام بیرون . دخترک هنوز دمه در با این تفاوت که به دیوار تکیه داده و چشماشو بسته . اما وقتی احساس میکه که دراومدم بیرون از اتاق چشم هاشو باز میکنه و نگاهم میکنه و از دیوار جدا میشه .

اخم میکنم . این دخرته چرا نمی خواد بخوابه

- چرا هنوز اینجایی ؟

- من ... من خوب


romangram.com | @romangram_com