#روژان،_قربانی_یک_رسم_پارت_115

ابروهام میره بالا

- الان زنگ زدی ببینی من کجام

سرخوش میخنده

- نخیرم ، زنگ زدم بگم بیای اینجا

- اونحا کجاست...؟

- تهرانم ، بیا خونه

- کی اومدی ؟

- ظهری رسیدم می خواستم سوپرایزت کنم

سوپرایز شده بودم

- چه سوپرایز خوبی

دوباره با ناز میخنده

- پس زود بیا

- اوکی

مسیر رو با مسیر خونه بهار عوض میکنم . دیدن بهار بعد از چند روز اونقدر خوب بود که اصلا یادم بره روژان نامی هم هست که از قضا خونه تنهاست ، اونقدر خوب بود که یادم بره میخواستم زودتر برم خونه ، یادم رفت قضیه دیشب .

ساعت نزدیک 12 بود که به خودم اومدم ، شام و خورده بودیم و با هم یه فیلم خوب تماشا کرده بودیم ، بهار از مسافرت و خریدهایی که کرده بود می گفت .


romangram.com | @romangram_com