#روژان،_قربانی_یک_رسم_پارت_103
- بخور دیگه
یه نگاه به لقمه میکنه و آروم می بره سمت دهنش . نگاهش میکنم . دست خودم نبود . چشمامو رو هم فشار میدم و نگاهمو ازش میگیرم و به تلوزیون نگاه میکنم .
- من.... من به دوستام زنگ میزنم بیان آقا
آقا ... این دختر راجع به من چی حرف میزد ... آقا
- گفتم که تو الان بیشتر به دایه احتیاج داری
- خوب من به دوستام زنگ میزنم بیان پیشم
از چیزی که شنیدم داشت دو تا شاخ سرم درمی یومد . دوستاش ، اینجا تو تهران . این دختر کی بود ...؟
نمیدونم چی تو نگاهم دید که حرفشو پس گرفت
- خوب ببخشید نمیگم
- دوستات اینجان
سرشو تکون میده
- حالا تا ببینم فردا چی میشه
به سینی اشاره میکنم
- حالا غذاتو بخور
لقمه میگیرم و خودم میخورم و سعی میکنم بهش توجهی نکنم تا راحت باشه .
romangram.com | @romangram_com