#رز_سیاه_پارت_77




_بسیار خب اقای پارسا میریم سر اصل مطلب،ماموریت ۴ سال پیش رو به خاطر دارید ؟



_بله



_شما چطوراقای شاکر؟



پوزخند عمیقی روی لباش جا گرفت نگاه خیرشو به نوشین دوخت و گفت



_مگه میشه فراموش کرد؟



_بسیار خب ، ماموریتی که اینبار نیرو براش درخواست کردم مربوط به همون ۴ ساله پیشه اما اینبار مستقیم و واضحه جلو میریم.





حامد و نوید نگاهی بهم انداختن و نوید گفت:



_طرفه نرو ارمان واضح بگو!



_قرار گاه همایونو پیدا کردم.



به وضوح برقی که توی چشمای حامد افتاد رو دیدم.



ارمان ادامه داد...



_نباسد بزارین اینبار از دستمون در بره! به اندازه کافی خانواده هارو نابود کرده با کثافت کاریاش!



نوید_الان کجاس؟



_تویه ساختمون که به ظاهر متروکس.





حامد_کدوم شهر؟



_گیلان، باید تا در نرفته بگیریمش!



حامد_ ما همه اماده این و احتیاجی به تمرین نداریم ! کی شروع کنیم..



لبخند عمیقی روی صورت ارمان اومد.



_صبور باش پسر تو که میدونی اون چه خوک کثیفیه! نباید ریسک کرد





نوید_مگه نیرو کمکی نداریم!پس مشکل کجاست!؟



_نه !



نوشین_ینی چی نه ارمان درست توضیح بده!



_ینی اینکه فقط ما۶نفر به اون جنگل میریم..



اخم عمیقی روی چهره حامد افتاد



رز سسسسیاااه🌠, [۲۹.۰۹.۱۷ ۰۱:۵۸]

[فوروارد از کانال صلیب عشق]

#پارت128



حامد_صبرکن ببینم! منضورت چیه فقط ما ۶ نفر داری از یه باند حرف میزنی! خودتو سوپر من فرض کردی یا مارو؟





_پا برای دستگیری نمیریم. فقط برای کشتن میریم.



نوید_ینی چه گرفتی مارو؟!





_از طرف سازمان نامه دارم که اون ویلا رو منفجر کنم.



ابروهام بالا رفت!



رز_ینی تو میگی ما میریم اونجا و بامواد منفجره اونجا رو میفرستیم رو هوا؟



_دقیقا!!!



خوان_اونوقت یه امار از تعداد افرادی که میتونه اونجا باشه داری؟



_نه!



نوشین_پس بگو دستی دستی داریم خودمونو به کشتن میدیم!



حامد_قبوله ،کی و کجا؟؟؟



نوید_تو تب نداری؟ نفرت چشاتو کور کرده؟ احمق خودت از جونت سیر شدی به ما رحم کن بخدا هنوز جونیم با هزار ارزو!



_تو و همه افراد توی این اتاق روز اول قسم خوردین تا پای جونتون به گروهم وفادار بمونین...



_درسته ولی...



_ولی دیگه نداره .. اگه یه نقشه دقیق داشته باشیم همه چی حله!



ارمان_حق با توع فکر اونجاشم کردم.





رز_خودتون بریدین و دوختین مارو هم بعنوان موش ازمایشگاهی کشوندین اینجا اقای ریاحی؟





_میترسی؟ فکر میکروم شجاع تر از این حرفا باشی!



نوشین_کاری که تو از ما میخوای خریت محضه نه شجاعت.



سارا_ما دیگه اب از سرمون گذشته نوشین.



رز_درسته ،مرگ یبار شیونم یه بار!!!


romangram.com | @romangram_com