#رز_سیاه_پارت_73
با ابروهای بالا رفته بهش نگاه کردم...خندید و ادامه داد
_افیت باشه !میتونم بیام تو؟!
سوالی به کیسه توی دستاش نگاه کردم.
متوجه منظورم شد و گفت:
_اگه اجازه بدی بیام تو متوجه میشی!
از جاوی در کنار رفتم و قبل از اون وارد اتاق شدم....نگاهم به ساعت روی پاتختی افتاد
1:47
دوباره نگاهی به قیچی توی دستم انداختم..از کنارم رد شد و روی صندلی نشست...نگاه کلی بهم انداخت و گفت
_چیزی نخوردی؟
شونه هامو بی تفاوت بالا انداختم
_گرسنه نبودم!
_باید یه چیزی بخوری ،معده خالی نمیتونی قرصتک بخوری.
قرص!منظورش چی بود!!! سریع اتفاقات صبح برام تداعی شد .
سرم رو چتد بار به معنای فهمیدن تکون دادم ..
_اها اره قرص!حق باتوع...
_تو حالت خوبه؟
_نه!!
خندید
_معلومه! چی شده؟
یه لحظه فکری توی ذهنم جرقه زد!
_حامد
_بله
_تو میتوتی موهای منو کوتاه کنی؟!!
گرد شدن چشم هاش باعث شد خندم بگیره!اولین باری بود که قیافشو اینطوری میدیم!
رز سسسسیاااه🌠, [۲۹.۰۹.۱۷ ۰۱:۵۷]
[فوروارد از کانال صلیب عشق]
#پارت121
نگاهی به موهام انداخت و گفت:
_چرا میخواهی کوتاشون کنی؟ حیف این موها نیست..
چشم هامو توی کاسه سرم چرخوندم
_کمکم میکنی یا خودم انجامش بدم؟؟
_اخه من که مدل دادن بلد نیستم!
_مدل نمیخواد !فقط مرتب و مصری برام کوتاش کن...
_این مدلو دوست داری؟
_چطور؟
_یادمه وقتی وارد گروه شدی مدل موهات مصری بود!
_اره . ینی مهم نیست برام! فقط کوتاه باشه ،حالا هر مدلی که میخواد باشه.
از موی بلند حالم بهم میخوره..
قیچی رو تو هوا تکون دادم
_یالا بجنب
از جاش بلند شد و روبروم ایستاد.
نگاه مرموزی بهم انداختو و قیچی رو ازم گرفت.. شونه هامو گرفت و روبه اینه برم گردونو و دستاشو روی شونم فشار داد و مجبورم کرد روی صندلی بشینم...
نگاهی از توی اینه بهش انداختم... کنجکاو به موهام نگاه میکرد..
دستی بینشون کشید...صدای باز و بسته شدن قیچی رو میشنیدم و بعد حس سبکی !!!!
_تموم شد.
دستی بین موهام کشیدم و لبخند رضایت روی لب هام اومد.
دیگه خبری از اون موهای بلند نبود!
_ممنونم
_خوشت اومد؟
_اره عالیه!!
صدای کوبیده شدن در اتاق باعث شد سکوت کنم
_من باز میکنم احتمالا سرویس اوردن.
romangram.com | @romangram_com