#رز_سیاه_پارت_162
حامد و هانیه کنار هم بی صدا نشسته بودن.
روبروی حامد نشستم و روی حرکاتش دقیق شدم.
به میز جلوش خیره شده بود و عمیق توی فکر بود.
چرا حس میکنم ادامه این ماجرا به تو ختم میشه. چرا ذهنم رو بهم میریزی.
نگاهی به هانیه انداختم. صورت بی روحش بین اون شال سیاه قاب گرفته شده بود و موهای نیمه بلندش از زیرش ازاد ریخته شده بود.
سنگینی نگاهم رو حس کرد و بهم نگاه کرد.
چشم هاش سرخ سرخ بود.
لبخند محوی زدم و نگاهم رو ازش گرفتم.
دوباره به حامد نگاه کردم این بار اون هم بهم خیره بود.
رز سسسسیاااه🌠, [۲۹.۰۹.۱۷ ۰۲:۱۵]
[فوروارد از کانال صلیب عشق]
#پارت152
اب گلومو اروم قورت دادم و به چشم هاش نگاه کردم.
قهوه ایی روشن! درست عکس من!
تو کی هستی! چی رو ازم پنهون کردی!
تعجبی هم نداره؛هرچی باشه پسر اون مادری!
مادری که تمام زندگی من رو با دروغش از هم پاشوند.
من به مادرت قول دادم مراقبت باشم!
هرچی نباشه تمام این بدبختیا همش بخاطر ارامش تو بوده!
بهای ارامش تورو من دادم...
بهی خوشبختی تورو من دادم؛مادرم داد.
مادر تو ؛تو رو انتخاب کرد و حتی یه لحظه به جیگر سوخته مادر من فکر نکرد!
این همه سال خوشبخت بودی، کافی نیست؟
چرا ؛دیگه وقتش رسیده بود به این همه عیشت پایان بدم.
کار خدا رو ببین! یه روزی پدر تو خوشبختی رو از من گرفت؛ حالا سرنوشت ،قدم به قدم من رو به واقعیت نزدیک کرد.
تا بتونم حق تو و مادرتو کف دستتون بزارم.
رز سسسسیاااه🌠, [۲۹.۰۹.۱۷ ۰۲:۱۵]
[فوروارد از کانال صلیب عشق]
#پارت153
شاید از نظر هر ادم دیگه ایی من یه ادم روانی باشم ؛ یه ادم کثیف که دستش به خون الودس.
اما کسی از درد توی سینه من خبر نداره.
کسی از کابوس های شبانه من خبر نداره!
تویی که هرشب با ارامش کنار مادرت خوابیدی.
چه میفهمی از دردی که برادر بیچاره من توی دوری از اغوش مادر واقعیش کشیده!
همونطور که تا اینجا جلو اومدم ؛مطمعا باش میفهمم که چرا با اینکه همایون تمام عمرت بعنوان پدرت بزرگت کرده رو میخواستی بکشی!
تکیه مو از مبل برداشتم و به جلو خم شدم.
_خب برنامه چیه؟
دستی به صورتش کشید و اروم گفت:
_نمیدونم...
هانیه_ برو داداش نمون منم میرم دیگه نمیتونم اینجا بمونم .
با بغض ادامه داد:
_گوشه؛ گوشه ی این خونه خاطرات مامانمه...نمیتونم بمونم هوای اینجا نفسمو بند میاره.
تو دلم پوزخندی به حالش زدم...
درست مثل من که از گوشه گوشه خونمون وحشت داشتم!
_کارا رو انجام دادم مونده بلیطا که اون روز هانیه ترتیبشو داد.
romangram.com | @romangram_com