#رز_سیاه_پارت_153
_میدونم خیلی بدبخت شدم و توانایی راه رفتن ندارم. ولی انقدر بدبخت نشدم که به تو التماس کنم.
به زنی که از کنارمون رد پیشد نگاه کردم.
_ببخشید خانوم...
ایستاد و سوالی بهم نگاه کرد... ارمان پیش دستی کرد و گفت:
_من عذر خواهی میکنم میتونید برید.
_چیکار میکنی؟
_من باید این سوالو از تو بپرسم!
_منو ببر خونه!
_خیله خب میبرمت داد نزن اروم باش.
رز سسسسیاااه🌠, [۲۹.۰۹.۱۷ ۰۲:۱۴]
[فوروارد از کانال صلیب عشق]
#پارت136
بعد از اینکه ارمان رسوندم خونه حالم بهتر شد.
خدایا حالا چیکار کنم چطوری زندگیمو ادامه بدم.
میدونم خطاکارم و اشتباه کردم. ولی کمکم کن بهم قدرت بده تا بتونم توی این راه مقاوم باشم.
_سارا
_جانم مامان
_تصمیمت چیه دخترم؟
_مامان من واقعا متاسفم ...من نمیخواستم کار به اینجا بکشه اون موقعه فقط دلم میخواست از ارمان فرار کنم. چون...
_چون؟
_نفرت رو توی چشم هاش میدیدم. میترسیدم مامان . ارمان کابوس من بود کابوسی که از روز تولدم برام روزم رو شب و شبم رو به روز مبدل کرد.
_ببین سارا تو دختر عاقل و بالغی هستی. من به تصمیمت احترام میزارم.
یه نگاه به خودت بنداز... اشتباه قدم برداشتی دختر مثل ماهم... اما حالا که ارمان میخواد قبولت کنه و یه زندگی دوباره رو کنارت داشته باشه بهتر نیست بیشتر فکر کنی؟
_نمیدونم مامان ... من دیگه عقلم قد نمیده...
_یه فرصت دوباره بهش بده و بزار خودش رو بهت اثبات کنه.
توی مدتی که نبودی ارمان خیلی دنبالت گشت...
_میخوام استراحت کنم مامان میخوام سرم خالی از هر فکری باشه خسته شدم .
رز سسسسیاااه🌠, [۲۹.۰۹.۱۷ ۰۲:۱۴]
[فوروارد از کانال صلیب عشق]
#پارت137
بعد از رفتن مامان نفسم رو با صدا خارج کردم .
دنیا عجیب بود ؛هرچقدر تلاش میکرد که از کسی که دلت نمیخواد ببینیش فرار کنی ...
هرچقدرم که ازش دور میشدی اخر باز به اون میرسیدی...
حالا انگار منم به نقطه اول زندگیم برگشته بودم.
نقطه شروع من ارمان بود... شروعی که فقط سیاهی برام داشت...
هرچقدر که فکر میکنم که خاطره خوب از ارمان توی ذهنم پیدا نمیکنم.
حتی مادرم ازم سیر شده و میخواد که از سرش بازم کنه....
شاید حق با اونه و ارمان تنها انتخاب منه.
ینی واقعا بعد از رفتنم ارمان پشیمون شده؟
ینی بازم میتونم به اینده با ارمان فکر کنم.
چقدر اتفاق افتاد.... خیلی ...اونقدر که ذهنم از یاد اوریش بهم میریزه.
تصادف ....مرگ محیا...زندان...
پوزخند زدم....
من نه تنها4سال ؛بلکه تمام عمرم رو کنار ارمان تباه کردم.
romangram.com | @romangram_com