#رز_سیاه_پارت_144

_رز واسه ناهار نیومد پایین چیزی شده؟



_نه... خسته بود گفت میخوابه!



_اخه خیلی از ظهر گذشته تقریبا ساعت18شده.

از ساعت11تو اتاقشه و بیرون نیومده.



من میرم یه سر بهش بزنم.



_فکر خوبیه منم همراهت میام...





ضربه ایی به در اتاق زد و منتظر شد.



باز تکرار کرد... اما بازهم جوابی نگرفت.



ترسیده به برادرش نگاه کرد:



_جواب نمیده...



_بیا کنار ببینم.



حاممد دستگیره در را پایین کشید اما در باز نشد.



_لعنتی قفله!



_یکاری بکن حامد من دلم شور میزنه.



_رز در روباز کن...



هانیه سرش را به در چسباند و مکرر نامش را صدا زد.



_اینطوری نمیشه ... کنار وایسا هانیه...



قدمی به عقب برداشت و به حامد خیره شد.



انقدر به در اتاق ضربه زد که موفق به شکستن قفلش شد.





قدمی به داخل اتاق برداشت و با جسم بی جان رز روی زمین برخورد کرد.





دستش را زیر سرش گذاشت و صورتش را برگرداند.



_رز حالت خوبه چشماتو باز کن دختر...





هانیه جیغ خفیفی کشید و مشغول شماره گیری شد.



رز سسسسیاااه🌠, [۲۹.۰۹.۱۷ ۰۲:۱۱]

[فوروارد از کانال صلیب عشق]

#پارت222





خیلی زود رز به بیمارستان منتقل شد و با تشخیص دکتر . در بخش مراقبت های ویژه بستری شد.





**********************





اروم لای پلکم رو تکون دادم و چشم هامو باز کردم.





با برخورر نور شدیدی چشم هامو دوباره بستم.



صدای خفیف و محوی رو حس میکردم.





هانیه_بهوش اومد من میرم دکترو خبر کنم.





گرمای دستی رو روی موهام حس کردم.



_چشم هاتو باز کن رز...



به محض اینکه نگاهم به چهره اش افتاد.



تمام جملات دفتر برام مرور شد... از اولین واژه تا اخرین کلمه... و در اخر تصویر منفجر شدن اون ساختمون... و مرگ خوان.... خوان... برادرم...





قطره اشکی که از لای چشمم سر خورد رو حس کردم.



دلم میخواست نفس عمیق بکشم ؛اما ماسک اکسیژن مانع تنفس عمیقم میشد.





_هی اروم باش... چت شد تو یه هو دختر... اروم ... گریه نکن...





صدای در اتاق و بعد مخلوطی از صدای پاشنه های کفش یه زن و یه مرد رو شنیدم.





_بالاخره به هوش اومدید! دیگه کم کم داشتم نگرانتون میشدم.





_چه اتفاقی افتاده...



بدون اینکه جوابم رو بده...مشغول معانیه ام شد و بعد از اتمام کارش از اتاق خارج شد.





هانیه_وای خداروشکر خیلی نگرانت بودم .



هیچ میدونی 3روزه که بیهوشی...

romangram.com | @romangram_com