#رز_سیاه_پارت_123


نباید میزاشتم که بهم شک کنه...نباید...



_سوار شو...



سری تکون دادم و روی پاشنه پام چرخیدم و به سمت ماشین رفتم.



رز سسسسیاااه🌠, [۲۹.۰۹.۱۷ ۰۲:۰۵]

[فوروارد از کانال صلیب عشق]

#پارت190





خیلی اروم روی صندلی نشستم و به رو بروم نگاه کردم.

استارت زد و دوباره روی جاده اصلی حرکت کرد.





_چرا این کارو کردی؟



نیم نگاهی بهم انداخت و دوباره به جلو نگاه کرد.



_تو به من شک داری؟



_نه.





_پس چرا اون کارو کردی؟





_نمیدونم.



سری از روی تاسف تکون دادم و سکوت کردم.



اون احتیاج ی

به زمان داشت تا به خودش اثبات کنه که من بهش خیانت نمیکنم.



پس سکوت کردم تا با خودش کنار بیاد.





یه لحظه از ذهنم رد شد که اگه اون اسلحه پر بود چه اتفاقی می افتاد!



میمردم! و بازی تموم میشد...



سرم رو به صندلی ماشین تکیه دادم.

و به جاده تاریک رو بروم نگاه کردم.



سکوت بینمون با صدای پخش شکسته شد.



اهرم رو فشار دادم. و دستم رو بیرون از ماشین بردم.



باد سردی که به صورتم میخورد؛از التهاب تنم کم میکرد.



چند بار نفس عمیق کشیدم و به اهنگ در حال پخش گوش کردم.



رز سسسسیاااه🌠, [۲۹.۰۹.۱۷ ۰۲:۰۵]

[فوروارد از کانال صلیب عشق]

#پارت191





چه حرفی... چه حرفی تو نگاهت هست



که چشمات زندگی داره...



که این دنیای تکراری کنارت...تازگی داره



همیشه...همیشه بین عقل و عشق



یکی همدست ادم نیست...



از عشق همینو میدونم...که





هیچ وقت دست ادم نیست.



یه جا تسلیم عشق بودن... همه دیونگیت میشه...



کسی که فکر نمیکردی...تموم زندگیت میشه...



چه دنیای به من دادی... به من که دل نمیدادم...



چه عشقی تو دلم گم بود ...که با تو یادش افتادم...



کجا مارو رسوندیمون...



که راضی ام به تقدیرم...



خودم دارم از اون راهی ...که میترسوندمت میرم...





کجا مارو رسوندیمون...که باورش واسم سخته...



کنار تو کسی میشم که انگار تازه خوشبخته...



یه جا تسلیم عشق بودن ...همه دیونگیت میشه...



کسی که فکر نمیکردی تموم زندگیت میشه...



چه دنیایی به من دادی به من که دل نمیدادم...





چه عشقی تو دلم گم بود که با تو یادش افتادم...



رز سسسسیاااه🌠, [۲۹.۰۹.۱۷ ۰۲:۰۵]


romangram.com | @romangram_com