#رز_سیاه_پارت_112
_بچه؟
_اره درسته یکم گیج کننده بود!
حامد_ ینی میخوای بگی علاوه بر قاچاق مواد ادم ربایی هم میکردن.؟
_نه نه این دزدی یه جوارایی خاص بود.
نوشین میگفت اینا از دزدین این بچه یه هدفی دارن.
نوید_اخه چه هدفی؟
_نمیدونم ...یه چیزی مثل یه تسویه حساب!
_خب حالا چیزی هم دستگیرتون شد؟
_متاسفانه نه! بیشتر نوشین روی این پرونده پافشاری میکرد.
اما من فک نمیکردم انقدر مهم باشه.
سارا_ چرا بود...بیشتر از اون چیزی که ما فکرش رو بکنیم مهم بوده.
انقدری که نوشین جونش رو از دست داد و حال روز منم این شد.
_خب الان اون مدارک کجان ؟
حامد_ نوشین گفت که پیش توان.
_نه دروغ گفته...دست خودش بودن.
نوید_هیچ میفهمی چی میگی؟ اون جونشو از دست داد اگر پیش اون بود که میگفت.
_قسم میخورم پیش من نیست. .
سارا_ نوشین دختر تو داری بود هیچ وقت افکارش رو بروز نمیداد.
رو به من ادامه داد:
_هیچ میدونی علت همراه شدن ما با تو همین پرونده ادم ربایی بوده؟
رز سسسسیاااه🌠, [۲۹.۰۹.۱۷ ۰۲:۰۴]
[فوروارد از کانال صلیب عشق]
#پارت176
با ابروهای بالا رفته بهش نگاه کردم.
_منظورت چیه؟
سارا_ یادته تو هتل ازم پرسیدی چرا گولت زدیم؟
_اره یادمه.
_خب من فکر میکنم مربوط به همین پرونده باشه.
حامد_ رو چه دلیلی این حرفو میزنی؟
_من نشان گروه شما رو روی یه صندوقچه توی اتاق نوشین دیدم.
برای همین میگم نوشین یه هدفی داشته.
ارمان_درسته...اره اره حق با توع اخرین باری که باهاش حرف زدم و بحثمون شد .
باز این پرونده رو باز کرد و گفت که ردشو توی یه گروه به اسم رز سیاه زده.
حامد نگاهی به من انداخت و گفت:
_جالبه رز نه؟
با اخم گفتم:
_منظور؟
_اینکه تمام انتقاما به گروه من ختم میشه!
پوزخندی زدم و گفتم:
_گروه تو الان اختیارش دست تو ولی قبلا که مال تو نبوده !!
نوید بشکنی زد و گفت:
_باریکلا همینه ماجرا مربوط به قبل از حضور حامده.
ارمان رو به حامد گفت:
_قبل از تو کی گروه رو اداره میکرده؟
romangram.com | @romangram_com