#رز_سیاه_پارت_106
اهرم رو پایین کشید و سارا روی زمین ایستاد.
همایون با نفرت به سارا زل زد و دستاشو بهم کوبید.
دونفر وارد اتاق شدن...و با اشاره همایون به سمت سارا اومدن و دست هاشو باز کردن.
اما اجازه حرکت بهش ندادن و دوطرف بازوشو نگه داشتن.
نگاهم به سینی افتاد که عیسی رو دستاش حمل میکرد...
کنار همایون ایستاد و گفت:
_بفرمایید اقا...
سرنگ توی سینی رو برداشت و محتویات دارو رو به داخل سرنگ کشید.
با ترس به تک تک حرکات دستش نگاه کردم.
هوای سرنگ رو گرفت و به سمت سارا رفت.
سارا تکونی به خوش داد و با نفرت به همایون زل زد.
با یه حرکت سرنگ رو توی بازوی سارا فرو کرد.
کارش که تموم شد بهشون اشاره داد که ولش کنن.
سارا به محض ازاد شدن؛مثل شیری که به شکارش میرسه.
به سمت همایون یورش برد .
اما اون زرنگ تر از این حرف ها بود!
مچ دو دست سارا رو گرفت و به عقب هولش داد.
سارا سکندری خورد و تا به خودش بیاد با ضربه ایی که همایون به صورتش کوبید ،بیحال روی زمین افتاد.
رز سسسسیاااه🌠, [۲۹.۰۹.۱۷ ۰۲:۰۳]
[فوروارد از کانال صلیب عشق]
#پارت166
همایون با پوزخند روی سرش ایستاده بود و بهش نگاه میکرد.
برام عجیب بود چی بهش تزریق کرده بود که انقدر بیحال شده بود.!
سارا دست هاشو روی زمین فشار داد و سعی کرد از جاش بلند شه اما قدم اول رو برنداشته بود میخورد زمین.
_اخی دختر کوچولو چیشد اون همه غرورت؟ بلند شو وایسا ...بلند شو احمق...مگه نمیخواستی انتقام دوستتو بگیری.
یکم دیگه به سارا نگاه کرد و وقتی جوابی ازش نشنید با قدم های بلند از اناق خارج شد.
به محض بسته شدن در به سارا نگاه کردم.
حامد_ سارا...سارا خوبی؟
شونه هاش تکون میخوردن اروم روی زمین ولو شد و موهاش روی صورتش افتاد.
بین اشک بلند خندید و جیغ زد.
_پاهام حس ندارن...فلج شدم...
باز با صدا خندید...
بقدری شوکه بودیم که توان حرف زدن نداشتیم.
یه حسی درونم میگفت این دختر واقعا بیگناهه.
شاید پاک ترین فرد بین ما توی این اتاق در حال حاضر سارا بود.
نیم خیز شد و خودشو روی زمین کشید .
به سختی تنش رو تکون میداد... قطرات اشکم بی صدا روی گونه هام افتادن .
اون مرگ حق نوشین خیانت کار بود.
اما این عذاب حق سارا نبود.
نوید بعد از مردن نوشین سرش رو پایین انداخته بود و عمیق توی خودش بود.
حال هممون قابل درک بود ...این همه شوک اونم تو یک ساعت واقعا درکش سخت بود.
از نفس های عمیقش معلوم بود چه قدر درد میکشه.
اما باز دست بر نمیداشت!
رز سسسسیاااه🌠, [۲۹.۰۹.۱۷ ۰۲:۰۳]
romangram.com | @romangram_com