#رز_سیاه_پارت_105
نوشین بی حال چشم هاشو باز کرد و لبخند کم جونی زد.
گریه سارا شدید تر شد و کل اتاق رو پر کرد.
دلم براش میسوخت. واقعا وضعیت اسف باری داشت.
ناله ایی کرد و خودشو به یه طرف خم کرد .
تمام محتویاتی که از دهنش خارج میشد خون بود.
بی حال دوباره سر جاش تکیه زد و چشم هاسو روی هم گذاشت.
صداش اروم بود اما همه ؛بخاطر سکوت اتلق میشنیدم.
_سارا
_جونم عزیزم ؛جونم خواهرم.
سرفه ایی کرد و گفت:
_منو ببخش ؛حلالم کن در حقت خیلی بد کردم...
_این چه حرفیه که میزنی تو خوب میشی تحمل کن.
خنده پر دردی کرد و ادامه داد:
_شاید یه روز فهمیدی که من اون ادم خوبه داستان نبودم.
فقط ازت میخوام که حلالم کنی و بزاری با خیال راحت از این دنیا برم.
تو این دنیا به تنها کسی که بد کردم تو بودی سارا ...منو ببخش...
_حلالت باشه عزیزم تو برای من همیشه مثل یه خواهر همدمم بودی . حلالت باشه.
شاید سارا منظور نوشین رو درک نمیکرد و نمیفهمید!
اما من خوب میدونستم که نوشین از رابطه پنهانیش با ارمان داره حرف میزنه و خودشو گناه کار میدونه.
اخ سارای بیچاره...تمام عمرت با یه خائن درد دل کردی.
پلک های نوشین بسته شد و دستاش کنارش افتاد و گردنش به کنار خم شد.
یه قطره اشک روی گونم چکید...
دنیا بی رحم تر از اونی بود که به ادما وفا کنه... نوشین حالا توی سن ۲۴ سالگی مرده بود.
سارا با اخرین حد توانش اسم نوشین رو صدا زد و وقتی متوجه شد که اون تموم کرده صدای گریه بلندش توی اتاق پیچید.
قطرات اشکم سرعت گرفتن...نوشین مرگ پر دردی داشت ... شاید این حقش بود و تاوان گناهانش !
نگاهم به نوید افتاد که شکه به نوشین نگاه میکرد..
پر شدن چشم هاش و بعد چکیدنشون رو به وضوح دیدم.
باورم نمیشد نوید شوخ الان داشت بخاطر نوشین اشک میریخت.
رز سسسسیاااه🌠, [۲۹.۰۹.۱۷ ۰۲:۰۳]
[فوروارد از کانال صلیب عشق]
#پارت165
در اتاق به دیوار کوبیده شد و همایون توی درگاه جا گرفت.
_چه خبرتونه این همه گریه و زاری علتش چیه؟
سارا با جیغ گفت:
_کثافت عوضی کشتیش...قاتل تو کشتین تو نوشینو کشتی! تو خواهرمو کشتی ...خدا لعنتت کنه.
حامد_ سارا اروم باش خودتو کنترل کن.
_نمیتونم...میفهمی جیگرم داره میسوزه نمیتونم...
سرش رو پایین انداخت و دوباره با ثدای بلند گریه کرد...
نگاهم به همایون افتاد که خونسرد تکیشو از دیوار گرفت و به سمتمون اومد.
_که جیگرت میسوزه؟ اره؟
سارا گریشو قطع کرد و جیغ کشید:
_اگه مردی دستامو باز کن تا نشونت بدم.
همایون قهقه ای زد و گفت:
_با کمال میل!
romangram.com | @romangram_com