#رز_سیاه_پارت_104

رز سسسسیاااه🌠, [۲۹.۰۹.۱۷ ۰۲:۰۳]

[فوروارد از کانال صلیب عشق]

#پارت163





نوشین با درد چشم هاشو بست .



همایون ادامه داد:



_خوب گوشاتو باز کن ببین چی بهت میگم دختره عوضی.



تکونی به سرش داد و گفت:



_فقط یه بار سوالم رو میپرسم!تکراری در کار نیست؛پس گوشاتو باز کن و درست بهم جواب بده!



وگرنه عواقب ناخوش ایندی خواهد داشت.



بلند تر ا ادامه داد:



_فهمیدی؟





نوشین فقط چشم هاشو به نشونه اره باز و بسته کرد.



_خوبه... حالا بگو ببینم مدارکی که از من دزدیدی رو کجا بردی ؟





نوشین با ترس اب گلوش رو قورت داد و گفت:



_نمیدونم. دست من نیست .





بقدری صداش بلند بود که چشم هامو با ترس بستم.





_پس دست کیه؟



_آ...ارمان.!



_الان کجاست این ارمان؟



_همراه ما بود ولی فرار کرد...من نمیدونم کجاست.





همایون با حرث زمزمه کرد:



_که نمیدونی؟ بسیار خب خودت خواستی!



با یه حرکت نیم رخ نوشین رو روی زغال ها چسبوند و با دستش سرش رو ثابت نگه داشت.



صدای جیغ دل خراش نوشین توی اتاق پیچید.



بقدری شکه بودم که توان نفس کشیدن هم نداشتم با درد چشم هامو بستم.



دلم میخواست نفسم قطع بشه ؛بوی گوشت سوخته به مشامم میخورد و حالم رو بد میکرد.





اروم لای پلکم رو باز کردم و به همایونی نگاه کردم که نوشین رو ول کرد و رو به نوچه هاش فریاد زد:



رز سسسسیاااه🌠, [۲۹.۰۹.۱۷ ۰۲:۰۳]

[فوروارد از کانال صلیب عشق]

#پارت164



_عیسی.



_بله اقا



_یه زنجیر برام بیار...



_چشم اقا...





دستی به صورتش کشید و به سمت عیسی رفت .



زنجیر رو از گرفت و دوباره سراغ نوشین رفت.



با تمام توانش زنجیر کلف رو روی تن نوشین میکوبید.



نمیدونم چقدر گذشت ! فقط اینو میدونم که یکی از بد ترین صحنه های عمرم رو دیدم.



صحنه ایی که مطمعانم هرگز فراموشش نمیکنم.



فقط صدای جیغ و در اخر ناله های خفیف نوشین توی سرم میپیچید.





زنجیر رو گوشه ایی انداخت و از اتاق خارج شد.



عیسی هم پوزخندی به جسم کم جون نوشین زد و پشت سرش از اتلق خارج شد.



به خودم جرعت دادم و به نوشین نگاه کردم.



نیم رخش به طرز وحشت ناکی سوخته بود .تقریبا میشه گفت صورتش نابود شده بود.



ناله ایی کرد و خودش رو به دیوار گوشه اتاق رسوند.





صدای لرزون سارا باعث شد بهش نگاه کنم.



صورتش خیس از اشک بود و هق هق میکرد.



_نوشین آبجی حالت خوبه عزیز دلم یه چیزی بگو.



romangram.com | @romangram_com