#روز_قضاوت_پارت_77


دستهایم شروع به لرزیدن کردند.قلبم چنان تند میزد،انگار میخواست از سینه ام بیرون بپرد.نامه بسیار ساد و خودمانی نوشته شده بود با خطی که عجله و شتاب در آن موج میزد.



سلام دختر



خدا بگم چه کارتکنه.آخه این کی بود که آوردی نشون من دادی.



انگار از طرف خدا مامور شده بودی که دل منو آتیش بزنی.تو رو




romangram.com | @romangram_com