#پرنسس_مرگ_پارت_213


اینو گفت و دوباره به رو به رو خیره شد.در همون لحظه سربازی کنار مرد میانسال ایستاد و چیزی بهش گفت.

مرد سرشو به علامت اینکه باشه دوبار تکون داد و بعد رو به حاضران گفت:ملکه پشت در هستن!لطفا نظم دادگاه رو رعایت کنید.هر کس که باعث بی نظمی بشه بیرونش می کنیم!

و دستشو به علامت اینکه در رو باز کنن تکون داد.هم زمان با باز شدن در چشمامو بستم.نمی دونستم چرا اما انگار دوست نداشتم اون شخص پشت در رو ببینم پس همون طور چشمامو بسته نگه داشتم و بدون هیچ حرفی سرمو خم کردم.

صدای قدم های محکمی در مجلس طنین انداز شد.غرور و صلابت در این قدم ها به خوبی نمایان بود.حس می کردم در برابر صاحب این گام ها ناتوانم یا شاید حس دیگه ای بود که درکش خارج از توان من بود.چشمامو بیشتر به هم فشار دادم و سرمو بیشتر خم کردم.هم دوست داشتم این فرد یا ملکه رو ببینم و هم نه!انگار از یه چیزی وحشت داشتم اما یه حسی بهم می گفت با باز کردن چشمام پرده از حقیقت زندگیم برداشته می شه.

صدای حیرت زده ی سوفی تو گوشم پیچید:

سوای:وااااایی!لیاااااااا!اون چقدر شبیه توئه!

با شنیدن این حرف ناگهان سرمو بلند کردم.با دیدن اون حتی قدرت فکر کردن هم ازم سلب شده بود.انگار قفل شده بودم.نه می تونستم دست و پاهامو تکون بدم و نه زبون دو مثقالیم.در اون لحظه فقط چشمام می دیدن و اون چشم ها هم فقط یه نفر رو!باورم نمی شد!فکر کردم دارم دوباره خواب می بینم اما با نیشگونی که از پام گرفتم فهمیدم که نه....این یکی واقعیه!اون الان اینجاست!درست در چند قدمی من ایستاده.این دفعه نه یه صداس و نه یه تصویر خیالی!خود واقعیشه و من الان دارم واضح می بینمش!زن خواب هام...با همون چهره!با همون رنگ مو و با همون لباس براق آبی-سفید در جایگاهی که مربوط به قاضی بود نشست و شروع کرد:

ملکه:درود بر مردم سرزمینم!از اجتماع و دیدار شما در این مهد عدالت بسیار خرسندم و از شما متشکرم.

خوب....همه ی شما مردم انجلند و سرزمین فرشته ها با قوانین آشنایی دارید و می دانید هیچ جرمی بدون مجازات باقی نمی ماند و متخلف باید تاوان کارش را پس دهد اما....من...برای اولین بار می خواهم از مجازات این سه تن بگذرم!

با پایان حرف ملکه مجلس دادگاه به ناگهان از جا کنده شد(کنایه از شلوغی).مردم هر کدوم چیزی در گوش هم پچ پچ می کردن و برخی هم آشکارا نارضایتی خودشونو فریاد می زدن:این چه وضع عدالته!اونا باید اعدام بشن!


romangram.com | @romangram_com