#پرنسس_مرگ_پارت_192

من:مهم نیست!می تونم بازم تحمل کنم!

سوفی:مطمئنی؟

من:آره!مطمئنم.

سوفی :باشه(و رو به سرباز پرسید)کی قراره ما رو محاکمه کنن؟

سرباز:فردا.

سوفی:ما می تونیم وکیل بگیریم؟

سرباز:من زیاد در جریان نیستم اما فکر کنم بشه.

سوفی:خوبه.می تونی بری.

سرباز پوزخندی زد و از در دور شد.سوفی کنارم نشست و طبق معمول شروع کرد به غر زدن:

سوفی:سرباز نکبت!حیف!حیف که دستم بهش نمی رسید وگرنه به گیوتین می بستمش!نابودش می کردم!اصلا منفجرش می کردم!

من:حالا واقعا اینکارا رو می کردی؟

romangram.com | @romangram_com