#پرنسس_مرگ_پارت_165


موریا:چرا...رسیدیم!غار وهم درست زیر پامونه!

من:باشه!پس فرود بیا!فقط مواظب باشه کسی به ما شک نکنه!

موریا:چشم سرورم!

ایولند:شهر شیاطین.q

فصل هفتم

موریا به سمت زمین شیرجه رفت و خیلی آروم فرود اومد.ازش پیاده شدیم .دستمو جلو آوردم و نوازش گونه به سر موریا کشیدم:

من:کارت عالی بود موریا!

موریا:خواهش می کنم سرورم.

من:کمک هاتو هرگز فراموش نمی کنم.مطمئن باش زحماتت بی پاسخ نمی مونه!

موریا:نیازی به جبران نیست.من وظیفمو انجام دادم.


romangram.com | @romangram_com