#پرنسس_مرگ_پارت_146

موریا:بله سرورم!

غول های تیتان:غول هایی که از جنس تیتانیم هستند.

به یکم کریستال نیاز داشتم تا بتونم ازش الگو بگیرم.می خواستم قصری بسازم که کاملا از کریستال سیاه ساخته شده باشه.در این صورت زمان حمله دشمن انرژی اطرافشو جذب می کنه و کار تمومه!حتی یه نفرم از بیرون جون سالم به در نمی بره!نیرویی که کریستال برمی گردونه اونقدر قویه که یه لشکر از پا در میاد!

تنها جایی که از این نوع سنگ پیدا می شه غار وهم توی انجلند شهر مرکزی فرشته هاست!اون غار مقدار زیادی کریستال سیاه داره اما به دست آوردنش اصلا راحت نیست!اونجا نگهبان های زیادی داره!مطمئنا اگه منو ببینن گیرم می اندازن!به یه نقشه حساب شده نیاز دارم اما .....چه نقشه ای! موریا کنارم ایستاده بود.سوال توی ذهنمو به زبون آوردم:

من:موریا!چطور باید اون سنگو به دست بیاریم؟

موریا متفکرانه دستشو زیر چونش گذاشت و گفت:

موریا:فکر کنم نیاز به یکم تغییر قیافه باشه!

من:تغییر قیافه!اما...چطوری؟اونا ورد تغییر قیافه رو از بین بردن!نمی شه انجامش داد!

موریا:درسته..اما یه ورد دیگه هم وجود داره که فقط اژدها های اصیلی مثل من ازش با خبرن!

من:واقعا!راست می گی!اینکه خیلی خوبه!

موریا:بله بانو!این طوری راحت میتونیم وارد غار وهم بشیم بدون اینکه کسی به ما شک کنه!

romangram.com | @romangram_com