#پرنسس_مرگ_پارت_136

آبتین:مگه قرار نبود مواظب باشی رایان!این بود مواظب بودنت؟!

رایان هنوز تو شک بود و به زخم من خیره شده بود:

رایان:من..من...

آبتین اجازه نداد ادامه حرفشو بزنه و یقشو چسبید و بلندش کرد:

آبتین:تو چی!هان!می خواستی بکشیش!آره!

رایان:باورکن..من نمی خواستم بهش آسیب بزنم!اون خودش.....

باز آبتین پرید وسط حرفش:

آبتین:خودش چی!فکر کردی من احمقم!نمی فهمم از همون اول می خواستی بکشیش!

رایان:بس کن آبتین!این مزخرفات چیه می گی من زخمیش نکردم!

آبتین:پس عمه من کرده!یا نه حتما من بهش تیغ زدم و خودم خبر ندارم!

رایان:بزار بهت توضیح بدم!یه لحظه گوش کن بعدش قضاوت کن!

romangram.com | @romangram_com