#پیتزا_پپرونی
#پیتزا_پپرونی_پارت_314


- اره. همه تیپمونم به هم ریخت.

نیایش نگاه موشکافانه ای به سر تا پای سام انداخت و گفت:

- به نظر من که خوبی.

سام یقه کتش را مرتب کرد و با ذوق گفت:

- واقعا؟

نیایش شانه ای بالا انداخت و گفت:

- جای کار داره ولی خوبه.

و با خنده به سمت در پشت بام رفت.پشت در خانه نیایش این پا و ان پا کرد:

- وای من روم نمیشه.

سام به سمت در هلش داد و گفت:

- اصلا تصور نمی کنم تو هم بتونی خجالت بکشی.

- چرا مگه من چمه؟

سام به عروسک توی دستش اشاره کرد و گفت:

- از این معلومه

نیایش به خرسی نگاه کرد و گفت:

- وای اینو چکارش کنم؟

سام با خونسردی گفت:

- بپیچش لای اون پتوه بذار رو پله؟

نیایش با اخم گفت:

- خفه میشه. نمی تونم یکی و اینجوری بپیچ لای پتو.

سام ابرویی بالا انداخت و گفت:

- ولی من می تونم. دیگه هم این کار و کردم.

- اونوقت کیو پیچیدی لای پتو؟

romangram.com | @romangraam