#پیتزا_پپرونی
#پیتزا_پپرونی_پارت_213


ولی نیایش بدون توجه به حرف مادرش پله ها را تا پارکینگ دوید و بعد هم با ماشین خودش از خانه بیرون زد.هنوز خیلی از خانه فاصله نگرفته بود که موبایلش زنگ خوزد:

- اینو کجای دلم جابدم.

سینه اش را صاف کرد و گوشی را جواب داد:

- بله؟ سلام.

- کجایی نیا؟

- گفتم که دیر میام.

- مسخره این برنامه بخاطر تو بود.

نیایش پوفی کرد و گفت:

- من که از همون اول گفتم بی خود برنامه نریز جواب من منفیه.

- خاک بر سر بی لیاقت.

- تو لیاقت داری باشه مال خودت.

-نیا

- نیا و مرض....گندت بزنن

- با منی؟

- خفه.

برای پلیسی که داشت اشاره می کرد بزند کنار سری تکان داد و تند پیاده شد.

- ننویس سرکار.

مامور راهنمایی رانندگی بدون توجه به بالا و پائین پریدن نیایش نگاهی به پلاک انداخت و خیلی خونسرد گفت:

- مکالمه در حال رانندگی خلافه.

- بله حرف شما متین ولی مورد اورژانسی بود.

برگه جریمه با صدای جری کنده شد و به سمت او دراز شد:

- مورد اورژانسی پیش اومد بزنید کنار.

بعد بدون توجه به قیافه بهت زده نیایش برای راننده ماشینی که کمربند نبسته بود دست تکان داد.نیایش فحشی زیر لب به میترا داد و بعد هم کنار گوشی گفت:

romangram.com | @romangraam