#پیتزا_پپرونی
#پیتزا_پپرونی_پارت_199
سام پر سوال چرخید و به نیایش نگاه کرد و با تعجب گفت:
- برای کی؟
- نیایش آه کشید و گفت:
- ساحل.
سام احساس کرد از این حرف نیایش دلخور شده با لحنی که دلخوری رویش تاثیر گذاشته بود اعتراض کرد:
- نیا...این چه حرفیه؟
ولی نیایش بدون توجه به او باز ادامه داد:
- نسی راس می گه...تو دیگه نیستی. نه تو عروسی اون نه موقع قبول شدن من...شاید حتی موقع دنیا اومدن بچه اون...شاید دیگه هیچ وقت نباشی.
سام ضربه آرامی به شانه نیاش زد که باعث شد رویش را به سمت او برگرداند:
- چی داری واسه خودت می گی دیوونه.
نیایش فقط نگاهش کرد. هنوز هم گریه نمی کرد. یعنی نمی فهمید باید الان چه حسی داشته باشد. چیزی توی گلویش بالا و پائین می شد، چشم هایش تر می شد ولی باز اشکش از چشمش جاری نمی شد.
- داری می ری پیش اون. درست همون جایی که اون هست....
- نیا یه دقیقه گوش کن.
نیایش لبش را گزید. سام به سمتش چرخید و چهار زانو مقابلش نشست. به چشم های نیایش که توی ان تاریک و روشن برق می زد نگاه کرد و گفت:
- من نمی رم پیش ساحل. اصلا بخاطر اون نیست که دارم می رم برای خودم دارم می رم نیا اینو می فهمی؟
نیایش فقط به او خیره شده بود. سام نفس عمیقی کشید و بیشتر به سمت او خم شد و گفت:
- ساحل الان تو منوترال زندگی میکنه. دائیش اونجاست همونجا هم داره می ره کالج ولی من از دانشگاه بریتیش کلمبیا پذیرش گرفتم.
نیایش گیج به اسم های نیمه آشنایی که سام می گفت گوش می داد. سام موهایش را با همان حرکت همیشگی بالا فرستاد و نیایش تا ریختن دوباره شان روی پیشانی همراهیشان کرد و بعد دوباره به دهان سام چشم دوخت. سام لبهایش را تر کرد و گفت:
- ساحل گفت برام دعوت نامه می فرسته ولی من قبول نکردم. خودم از طریق سرمایه گذاری اقدام کردم.بریتیش کلمبیا هم جز بهترین استان های کانادا برای سرمایه گذاریه. دلم نمی خواست مدیونش باشم. مونترال شرقه کاناداس بریتیش کلمبیا غرب..می بینی زیادم به هم نزدیک نیستیم.
نیایش گونه اش را روی زانوهایش گذاشت و با دست سنگ ریزه روی پشت بام را جا به جا کرد و گفت:
- ولی از ما به اون خیلی نزدیکتری.
سام بدون حرف به نیم رخ نیایش خیره شده بود. چطور می توانست خیالش را راحت کند. با یک حرکت از جا بلند شد و روی لبه پشت بام خم شد و کوچه را نگاه کرد. بعد لبخندی زد و به سمت نیایش چرخید و گفت:
- یادته از اینجا رو سر مردم تف می کردیم.
romangram.com | @romangraam