#پیتزا_پپرونی
#پیتزا_پپرونی_پارت_190


- خوب مجبور نیستی اینقدر سریع تصمیم بگیری.بیشتر فکر کن.

- دعوت نامه ام تا دو ماه اعتبار داره فقط.

- خوب دائیت بازم می تونه برات بفرسته نمی تونه؟

- آره فکر کنم.

- پس بمون و بیشتر فکر کن.

ساحل باز هم آه کشید.

- یه روز بیا ببینمت.

سام روی تخت نشست و گفت:

- راستش زیاد وقت ندارم.

- چرا اونوقت؟

- می خوام درس بخونم.

صدای جیغ ساحل گوشش را کر رد:

واااای...راست می گی؟

سام با خنده گفت:

- آره می خوام متفرقه هر دو سال و یه سال بخونم.

- چی میگی؟ مخت منفجر میشه. مگه رشته ات ریاضی نیست؟

- چرا ولی من می تونم.

- مرسی اعتماد به نفس

- خب تو هم اعتماد به نفس بده دیگه.

- باشه تو شروع کن من از همین جا برات موج مکزیکی می رم.

هر دو با این حرف ساحل خندیدند. ساحل بعد از خنده گفت:

- ببینم معدل کدوممون بالاتر میشه.

- مگه تو هم ریاضی هستی؟

romangram.com | @romangraam