#نقطه_سر_خط_پارت_92

به سختی از جام بلند شدمو راهِ سرویس بهداشتی رو به کمکش در پیش گرفتم.

خنکیِ آبی که به صورتم برخورد می کرد حالمو بهتر می کرد و الهام وحشت زده پشت سر هم می گفت که فردا باید حتما بریم دکتر. و من همه ی حواسم، پیِ زخمِ معده ی مامان نازگل و حال خرابش بود.

دوستانه مي گويمت

اگردر زندگيت با چيزي

هر چه مي خواهد باشد ،

با كسي ،

هر كه مي خواهد باشد

با چيزي و با كسي ...

چيزي يا كسي كه بيرون از توست

احساس آرامش كردي...

حواست باشد

شايد در يك اتفاق شيرين

در يك تصور زيبا

سوتفاهم شده باشد ،

نمي گويم حتما ، فقط شايد

خدايي ناكرده


romangram.com | @romangram_com