#نقطه_سر_خط_پارت_84

در حالیکه در دل دعا دعا می کردم حدسم اشتباه باشه صداش توی گوشم نشست: مار زنگی

به معنیی واقعی کلمه وا دادم. دهنم خشک شده بود و سردی رو توی تمام تنم حس می کردم. خدایا!! می شه همه چیز فقط کابوس باشه؟ خواهش می کنم!!

-- مریم

اشکام از چشمام سرازیر شد. نگامو از چشمای نگرانِ حاج بابا گرفتم و سرمو روی پاش گذاشتم و هق زدم.

دستای نوازش وار حاج بابا روی سرم بود و صدای نگران عباس و مرضیه که صدام می زدند و دائم می پرسیدن چی شده، توی سرم در گردش بود.

چطور می تونستم بهشون بگم که بدبخت شدیم؟!

که حاجی بابا تا چند ساعتِ دیگه، تمامِ تنش، توی درد و زجر فرو می ره؟

که تا چند ساعتِ دیگه ریه های حاجی بابا فلج می شن؟!

که حاجی بابا کزاز گرفته؟!

که امیدی به حیاتِ حاجی بابا نیست؟!

خدایا، می شه همه چیز فقط کابوس باشه؟ التماست می کنم.

***

توضیحی در مورد کزاز: بیماری کزاز نتیجه ی فعالیتِ سمِ باکتری به نام کلستردیوم تتانی هست. این سم به طور طبیعی توی خاک، فضولات دام و سَرِ خار و خس و همچنین، توی سمِ مارهای زنگی وجود داره. برای همین توصیه می شه، افراد بزرگسال، هر 10 سال یکبار واکسن کزاز رو دریافت کنن و توی مواردی مثل حیوان گزدیگی و مارگزیدگی، خراش های عمیق و زخم هایی که غیر بهداشتی ایجاد شدند در صورتی که از آخرین نوبت واکسن بیشتر از 5 سال می گذره حتما واکسن رو دریافت کنن و در این موارد اگه زخم مشکوک به ایجاد کزاز باشه، حتما فرد پادزهر کزاز رو باید دریافت کنه.

البته اینو هم بگم، توی همه ی این مواردی که گفتم سم کزاز و یا باکتری کزاز وجود داره، همیشه وجود نداره. فقط در بعضی از موارد هست. اما در کل، وقتی زخم عمیقی و یا حیوان گزیدگی و مارگزیدگی به مراکز بهداشتی مراجعه می کنن، مشکوک به کزاز در نظر می گیرن و واکسن و در صورت صلاحدید پادزهر کزاز رو تزریق می کنن

پیشِ روم، بیابون آشنایی رو به چشم می دیدم که شبی توی خواب، مادرم از من رو می گرفت...

مات و ساکت، به حاج بابایِ پیچیده شده در بُرد یمانی خیره شدم. صدای جیغ و شیون از همه طرف می اومد. خوابی که آرزو داشتم در حد کابوس بمونه، به واقعیت تبدیل شده بود.


romangram.com | @romangram_com