#نقطه_سر_خط_پارت_66

حینی که خودکارو تحویلم می داد با ببخشیدی از پشتِ میزش بلند شد .

در حالیکه یه نگام به زونکن و یه نگام به برگه ی قرار داد بود با شنیدنِ صدای در به سمتِ زونکن حمله بردم. و سفته ها رو بیرون کشیدم. امضای دکتر مهرانفر و چند دکتری که نمیشناختم .

اسم دکتر مهرانفر به اندازه ی همه ی دنیا زنگ خطر بود چه برسه به اینکه .... قطعا یه چیزی این وسط می لنگید.

مُسر تر زونکنو باز کردم. لیست اقلام دارویی که شرکتِ سلامت گستر از ترکیه، چین، هند و دبی وارد می کرد.

نگامو به برگه ی قرار داد دادم. قرار بود به مدتِ یک هفته مترجم شرکت سلامت گستر بشم؟! پس لیست اقلام داروییش دستِ دکتر براتی چیکار می کرد؟ واقعا رئیس شرکت دوستش بود؟

برگه های زونکنو زیرو رو کردم. همه اش داروی بیماری های خاص بود. بالای لیستو یک بار دیگه خوندم: نسخه ی پس خوراند به وزارت بهداشت... اصلا نسخه ی پسخوراند دستِ دکتر براتی چیکار می کنه؟

سُفته ها رو همونطور که بود زیر زونکن جا دادم. و همه چیز طبق روال برش گردوندم. و این بار روی کاناپه به بهانه ی پر کردنِ قرار داد نشستم.

باید با جاوید حرف می زدم.... با صدای باز شدنِ در نگامو به قیافه ی تپلش دادم .

خاک برسرم. نکنه اینجا دوربین مداربسته داشته باشه؟ نکنه زیر ذره بین باشم؟

این بار بر خلاف اینکه پشتِ میزش بشینه روبروم نشست. و در حالیکه سعی می کردم ترسمو پشتِ صدای صاف و آرومم پنهان کنم، نگامو از گوشه های خالیِ دیوار، برای پیدا کردنِ دوربینِ مدار بسته گرفتم و گفتم: خب کار من چیه؟

قراره یه هیئت از چین بیاد. همین امروز. شما علاوه بر اینکه کمک می کنین، قرار داد امضا بشه، به عنوان لیدر توی مسافرت اصفهان و شیراز باهاشونی. من تا این حد در جریانم. می خواید با خود دکتر نامجو، رئیس شرکت، صحبت کنین؟!

با لبخندی نگامو ازش گرفتمو حینی که زیر برگه رو امضا می زدم گفتم: نه، فرمایشات شما رو کاملا متوجه شدم. فقط من کی باید برم شرکت؟

روی میزش خم شد و در حالیکه کارتی رو به سمتم می گرفت گفت: این کارت شرکت دکتر نامجوِ... با خودشون تماس بگیرین.

...

کشویِ گوشیمو کشیدم و نگامو از خیابون شلوغ ساعت یک بعد از ظهر گرفتم. امشب شبِ تولد امیر بود. امیدوارم تا 7 جلسه تموم بشه و بتونم به خرید کیک برسم.

جلسه با هیئت چینی ها!! برای شرکتِ سلامت گسترانی که تو دفتر دکتر براتی قراردادش امضا می شه!! شرکتی که پرونده ی پسخوراندِ اقلام داروییش با چنتا سفته تو دست دکتر براتیه. سفته هایی که هیچ دلیلی براش ذکر نشده... سفته هایی که یکیش مالِ دکتر مهرانفرِ.


romangram.com | @romangram_com