#نقطه_سر_خط_پارت_225
با سلامِ رسایی توجه جمع چهار نفره رو به خودم جلب می کنم. از این جمع چهار نفره، فقط رادمنشِ برادر رو می شناسم .
بدون تعارف، برای خودم صندلی رو کنار می کشم و پشت میز کنفرانس میشینم.
مردی تقریبا 45 ساله، با صورت کشیده و ریشای پرفسوری، پرونده ای رو باز می کنه. همه در سکوت منتظر شنیدنن!
دستامو روی میز حلقه می کنم. تب دارم، حس می کنم کاسه ی چشمم در حال ترک خوردنه، سرم نبض گرفته. اما همه ی ضعف ها رو یک جا جمع می کنمو پس می زنم.
مرد شروع به صحبت می کنه: خانوم مریم زارع... دانشگاه علوم پزشکی (...) ، ضمن شکایتی که از شما مبنی بر سواستفاده هایی که طی تحقیقاتی که اخیرا در مورد تاثیر تریاک بر زخم سالک داشتین، خواستن تا پرونده ی شما همینجا رسیدگی بشه.
نفس می گیرمو آروم می پرسم: معذرت می خوام، میشه شما خودتونو معرفی کنید؟
لبخند به پهنای صورت می زنه. و با معذرت خواهی کوتاهی خودشو دکتر غفران معرفی می کنه.
پس رئیس شورای انضباطی ایشونن؟!
سرمو تکون می دم. و با حفظ ظاهر خودم، زمزمه می کنم: شما می فرمایید من از پروژه سو استفاده کردم، می تونم بدونم چه سو استفاده ای؟
--تریاک هایی که شما برای ساخت ضماد مصرف کردین خیلی کمتر از اون چیزی بوده که شما درخواست می دادین. یعنی برداشتتون بیشتر از مصرفتون بوده.
لب هامو روی هم فشار می دم. خیلی وقیحی مهرانفر! و اونقدر وقاحت توی رفتارت هست که گاهی احمقو خنگ می شی! اونقدر به خودت مطمئنی که فکر کردی می تونی هر برچسبی بهم بزنی؟!
نگاهِ گذرامو از جمع می گیرم و رو به دکتر غفران می پرسم: شاکی دانشگاه علوم پزشکی (...) هستش؟
--بله
با لبخندی لب می زنم: طرف حسابِ من مرکز مبارزه با مواد مخدره آقای دکتر، نه دانشگاه علوم پزشکی (...). اگه برداشتی اضافه تر صورت گرفته، باید خود مرکز شکایت کنه، نه دانشگاه. و من انتظاری که از شورای انضباطی دارم اینه که قبل از بازرسی پرونده، یه نگاه، به خود پروژه ای که توش کار کردم بندازن... ببینید طرفِ حساب من کی بوده
--این نامه دیروز آخر وقت رسیده. الانم اینجاییم که مسائلو بشکافیم.
romangram.com | @romangram_com