#نقطه_سر_خط_پارت_149
فاصله ی بینمونو با نیم قدمی پر می کنه می گه: دیگه؟!
برمی گردم، با اخمای درهمش، لاشه ی دو حیوونِ موجود در آبو از نظر می گذرونه. نفس می گیرم و می گم: باید از لاشه ها، نمونه بگیریم، مطمئن شیم مریض بودن با نه. فردا هم با نیروی بیشتری میایم، مخزن و منبع باید خالی بشن و گند زداییشون (ضد عفونی) کنیم.
با تکونِ سر بر می گرده و می گه: من می رم دنبالِ یه تیکه چوبی، چیزی.
نمونه های گرفته شده از سگ و گرگ و چند نمونه ی مستقیم از آب مخزن رو توی جعبه ی مخصوص نمونه ها فیکس می کنم و در حالیکه تو دلم می گم، خدا کنه کسی پیدا بشه اینا رو ببره آزمایشگاه تبریز، درِ جعبه رو چفت می کنم.
--تموم شد؟!
با سوال دکتر پارسا می چرخم و آروم می گم، آره...
خبری از خورشید نیست و هوا به سمتِ تاریکی مطلق می ره. نبود خورشید هوارو سرد کرده، وبه این فکر می کنم کاش کاورمو از تنم در نیاورده بودم! نگامو از دکتر پارسایی که تنها لباسش، پیرهن یک دست سیاهشه به لاشه هایی که بوی گندشون، بالا گرفته می دم و آروم می گم: لاشه ها رو چیکار کنیم؟
پوفی می کشه، هرچند آروم، می دونم که کلافه است.
وجود لاشه ها روی مخزن، فقط باعث می شه حیوونای دیگه به سمتِ مخرن بیان!
مخزن 20 متر ارتفاع داشت و با نردبونای چسبیده به دیواره اش، امکان نداشت، بشه لاشه ها رو با خودمون پایین ببریم. سگی که به جرات می تونم بگم بیشتر از 50 کیلو وزن داشت و گرگی که شاید به 60 یا 70 می رسید. بیرون آوردنشون هم به جون کندن بود. پرت کردن لاشه ها از مخزن به سمت پایین هرچند مرده، هرچند حیوونِ، ولی تصورش هم سخته .
--الان هیچ امکاناتی نداریم، مخزن که آلوده است... حمله ی حیوونا هم به این مخزن هیچ مشکلی ایجاد نمی کنه. در مخزنو می بندیم حداقل حیوونِ دیگه ای توش نیفته، فردا که اومدیم یه کاریش می کنیم.
با جوابِ قانع کننده اش، بلند می شمو، کوله پشتیمو کول می کنم و می گم: پس بریم
بعد از بستن در مخزن، به سمتِ نردبون میریم. از بالا، به پایین و نردبونی که بهش چسبیده خیره می شم و با تردید از خودم می پرسم: چطور این 20 مترو، با این پله های غیر ایمن، بالا اومدم؟!
اول دکتر پارسا از نردبون پایین می ره و من کمی بعد از اون...
صداشو از زیر پام می شنوم که می گه: فلکه ی آب کجاست؟
اونقدر خسته ام که سوالشو بعد از چند لحظه تاخیر درک می کنم! توی ذهنم دنبالِ جای فلکه ی اصلی می گردم. فلکه زیر شاه لوله ی منبع آب بود. درست چندین سانت بعد از خروجی شاه لوله از منبع. لب میزنم و جوابش می دم.
romangram.com | @romangram_com