#نگهبان_آتش_پارت_394

با یه استیکر خنده ی شیطانی گفت

"هیچی فقط حس بلند شدن از جام رو ندارم کاش تو بودی درست می کردی منم می خوردم"

گیج پیامی بودم که داد.. منظورش چی بود؟ ازفکری که از سرم گذشت ناخواسته اخم کردم. یعنی سیاوش فکرمیکرد.. من.. استغفرالله

"خوب به کسی بگو درست کنه مثلا داداشی مادری"

این رو ازعمد گفتم اما بعدش از جوابی که می خواست بده تنم لرزید.. نکنه.. گوشی باز صدا داد

"ساعت رو دیدی؟"

به ساعت نگاه کردم یک بامداد بود..

"آره چطور؟"

"هیچی گفتم شاید این وقت شب مردم خواب باشن هرچند فکر نکنم قانع کننده باشه"

باز خندیدم داشت به من طعنه میزد.. جونور.. خیلی دلتنگ همین حرفاش بودم

"نه قانع نشدم چون خودت بیداری"

"خب منم که گفتم آدما من که آدم نیستم"

"پس چی هستی؟"

هنوز سرپا بودم اصلا خستگی رو حس نمیکردم.

"یعنی خودت نفهمیدی؟"

ابروهام بالا پرید

"من سیاوشم"

آهانی گفتم..

"پس کسی نیست؟"


romangram.com | @romangram_com