#نگهبان_آتش_پارت_388
پیام داده بود
"بیداری؟"
سرمو رو به سقف گرفتم.. آه خدایا شکرت.. تند نوشتم
"منتظر تو بودم"
دستم نامحسوس می لرزید ارسال که شد خیره به گوشی منتظر جوابش موندم درست چهل و پنج ثانیه بعد
جواب داد
"واقعا؟ یعنی باور کنم دلیل دیگه ای نداشتی؟"
اخم کردم این چه حرفی بود؟ معلومه دلیل نفس هام اگرچه سخت و دردناک اما بازم تویی.. جواب دادم
"فقط منتظر تو بودم"
زود نوشت
"چرا؟"
آخ سیاوش نکن اینکار رو با دلم.. گوشی رو روی رونم گذاشتم و بادست موهام رو به چنگ گرفتم
در همون حال نوشتم
"فکرکن چون تنهاکسی هستی که دارم.. راضیت میکنه؟"
بیش از یک دقیقه جوابی نیومد
یعنی باز فکرش به هم ریخته؟ سیاوش حتی تو گذشته هم وقت هایی که ازچیزی ناراحت میشد سکوت میکرد
این اخلاقش به من شبیه بود هرچند من ازاون جدی تر بودم گوشی که لرزید از فکر بیرون اومدم
"باشه باورکردم.. امامن شرایطم از تو بهتره"
ویک استیکر خنده گذاشت
romangram.com | @romangram_com