#نگهبان_آتش_پارت_317

شتاب زده از روی مبل بلند شدم و گفتم:

-واقعا؟

دست تاویار که به سمت سینی می رفت در هوا خشک شد.. به سمتم چرخیدو پرسوال نگاهم کرد..

-چی؟

شکوه پرسید:

-حالتون خوبه خانم؟ چیزی شده؟

روبه تاویار گفتم:

-من براتون قهوه ای درست می کنم که مطمئنم خوشتون میاد..

و به شکوه گفتم:

-با من بیا.. باید بهم کمک کنی..

تاویار سکوت کرد.. راضی بود یا حرفی برای گفتن نداشت؟ من خودم هم حرفی برای گفتن نداشتم.. با این حال با چشم و ابرو اشاره کردم زود برمی گردم و با شکوه به سمت آشپزخونه رفتیم.. یک ربع بعد با یک فنجون قهوه ی ترک برگشتم.. دقیقا با همون سبکی که خودم دوست داشتم درستش کرده بودم.. به خودم امید دادم که خوشش میاد.. خیلی خوشحال بودم انگار همین یه تفاهم کوچیک برای من خیلی معنا داشت.. وقتی وارد پذیرایی شدم تاویار رو ندیدم.. با تعجب همه جا رو از نظر گذروندم.. کجا رفت؟ یعنی اینقدر طول کشید؟

به فنجون قهوه ای که بین دستم می لرزید مغموم نگاه کردم و برای لحظه ای صدای موزیک شنیدم.. گوش تیز کردم.. صدا از سمت انتهای پذیرایی که کاملا فرد بود به گوش می رسید.. تند از بین مبلمان عبور کردم و به محض ورودم تاویار رو دیدم که با دست چپش خیلی آروم روی کلاویه ها می کشید.. پشتش به من بود و من نمی دونستم بازم متوجه اومدنم شده یا نه.. یعنی تاویار پیانو زدن بلد بود؟ اما حتما بلد بود.. چون نت های نصفه و نیمه ای از یک موزیک آشنا می شنیدم.. بین هر نت فاصله ی زیادی بود و انگار داشت فکر می کرد..

-بلدین؟

انگشت اشارش روی کلاویه ثابت موند.. دم عمیقی از هوا گرفت و به سمتم چرخید.. اینبار شک نداشتم که متوجه ی حضورم نشده بود.. داشت به چی اینقدر عمیق فکر می کرد.. با اینکه حالا داشت به من نگاه می کرد اما هنوز منو نمی دید.. انگار جای دیگه ای سیر می کرد.. یه قدم جلو رفتم که به خودش اومد..

-براتون قهوه آوردم.. جواب سوالمو ندادین.. شما بلدین پیانو بزنین؟ شنیدم که نت یه آهنگ می زدین..

مثل همیشه خونسرد گفت:

-ممنون.. چه فرقی می کنه..

به خودم دل و جرات دادم و جلوتر رفتم و فنجون قهوه رو مقابلش گرفتم.. با تکون سر، موهام رو به عقب هول دادم.. عمیق و پرنفوذ نگاهم کرد و پوست بدنم سوخت.. بعد چشم پایین کشید و به دستم نگاه کرد که هنوز هم برای تعارف قهوه بالا بود.. با کمی مکث قهوه رو از دستم گرفت و به بینی زد.. بو کشید و گفت:

-هوم.. چه بوی نابی..


romangram.com | @romangram_com