#نگهبان_آتش_پارت_296

-مرتیکه حروم زاده یاحرف بزن یا خونت حلاله

لیلی روبه جلال گفت:

-نه ولش کن من خودم میدونم چیکارش کنم تا به حرف بیاد.. اینبارم مرد گفت:

-کورخوندی لیلی خانم..

اینو باحرص بیان کرد

-نریمان؟

وصدای پای نریمان رو شنیدم که تند خودش رو به لیلی که درست روبروی من بود رسوند

-امرکنید خانم..

خشم و عصبانیت رو از صداش حس کردم انگار حضورم رو به کل فراموش کردن

-همه رو از اینجا ببر

چی؟ اون میخواست چیکار کنه؟

نریمان گفت:

-چشم خانم

و روبه من کرد

-زودباش بریم.

نگاهم رو از اون مرد که هنوز ناله میکرد گرفتم و به نریمان دوختم:

-تاویار بمونه

ابروهام بالا پرید

-ولی خانم..؟


romangram.com | @romangram_com