#نگهبان_آتش_پارت_170

-هوویی قصد خودکشی داری؟

حالم خوب نبود اگه نمیتونستم پیداش کنم مرگ هم برام کم بود.. دستم رو روی کاپوتش سر دادم.. گیج نگاهم کرد

-این چه ریختیه؟ خواب نما شدی؟

اما من زود در ماشین رو باز کردم و نشستم.. متعجب گفت:

-کجا؟ من گفتم مسیرم میخوره؟ پیاده شو نکنه پلیس ملیس دنبالته؟

تند با صدایی که از ته چاه بیرون میومد گفتم:

-من نه دیوونم نه خلافکار لطفا حرکت کن

بد قلق گفت:

-نه پیاده شو

از کتم تراول صد تومانی بیرون آوردم

-بیا اینم کرایت فقط برو برو..

پول رو که دید چشاش برق زد و گره اخمش باز شد

-چششم

و به راه افتاد.. مدام نفس کم می آوردم و عمیق و کشدار نفس می کشیدم..

راننده حرف میزد رو نمیدونم اما من نمیشنیدم

با پا کف ماشین ضرب گرفتم .. تااین که از دور نمای سرامیکی خونه رو تشخیص دادم

تند گفتم:

-نگه دار..

-اینجاست؟


romangram.com | @romangram_com