#نغمه_عشق_پارت_149
بعد رو به آرش کرد و گفت:
_ آرش جان می شه اتاق کارتو در اختیار الناز بذاری؟
آرش با سرش حرفشو تایید کرد.نرگس هم ساکم رو برداشت دستمو گرفت و برد توی اتاق و گفت:
_فعلا اینجا بمون.یکم استراحت کن.حتما خیلی خسته ای.
گفتم:ممنون.
و بعد رفت.روی تخت دراز کشیدم و به سقف خیره شدم.خسته بودم و خیلی زود چشام روی هم افتاد.ظهر بود که سیمین و سامان اومدن بالای سرمو صدام کردن.بلند شدم و هردوشون رو بغل کردم و بعد با هم رفتیم ناهار بخوریم.اصلا نمی تونستم چیزی بخورم.انگار نرگس هم فهمیده بود، نغمه مرده.فکر کنم آرش بهش گفته بود.هیچ کس حرفی نمی زد.سیمین و سامان هم تحت تاثیر محیط قرار گرفته بودن و چیزی نمی گفتن،چندتا قاشق بیشتر نتونستم بخورم.سرم خیلی درد می کرد.
گفتم:نرگس جون،مسکن داری؟
نرگس:آره.
بعد بلند شد و برام یه مسکن آورد ه گفتم:
_ممنون به خدا اصلا حالم خوب نیست،نمی تونم هیچی بخورم ولی دستت درد نکنه.
نرگس:می فهمم.
بعد از آشپزخونه اومدم بیرون.احساس کردم پیر شدم.شکسته شدم و این رو چین و چروک های صورتم و موهای سفیدم می گفتن.اونم در اوج جوونی خیلی مسخره است.بگذریم.رفتم توی حیاط نشستم که آرش هم اومد کنارم نشست.
سرمو گذاشتم روی شونه هاش که گفت:
-خسته ای؟
گفت:آره،روحم خسته است.جسمم خسته است.ولی هیچ وقت خستگیم برطرف نمی شه.انگار باید با این خستگی زندگی کنم.
آرش:از این به بعد من و تو کنار همیم و این خودش خیلیه.
گفتم:آره.خیلی خوبه؟
آرش:حالا می خوایی چه کار کنی؟
گفتم:چی رو؟
آرش:زندگی تو؟
دقیقا عین همین سوال رو آخرین شب نغمه ازم پرسید.بغض گلومو گرفت و گفتم:
_دیگه نمی دونم،نمی خوام بهش فکر کنم.می ذارم بگذره.هرجوری که دلش می خواد.دیگه مهم نیست.
آرش:کاش می شد دوباره شروع کرد.
گفتم:اگه هزار بار دگه هم شروع بشه بازم همینجوری تموم میشه.
هیچی نگفت که من گفتم:
_دلم واسه مامان و بابا خیلی تنگ شده.می خوام ببینمشون حتی اگه بهم محی نذارن،حتی اگه قبولم نکنن.
آرش:لباساتو بپوش بریم.
گفتم:
-یعنی بریم؟
آرش:آره.
گفتم:الان؟
آرش:آره.
بلند شدم و رفتم لباس پوشیدم، آرش داشت با نرگس حرف می زد،منم رفتم دم در و منتظر شدم که یه دفعه یه صدای مردونه گفت:
-سلام.
برگشتم و نگاش کردم و گفتم:
_شمایین؟
این همون مردی بود که روز تشییع جنازه دیدمش ولی خیلی پیرتر و لاغرتر شده بود.یعنی این چند روز می تونه آدم و پیر کنه!
آروم گفت:آره،منم.
گفتم:شما کی هستین؟
romangram.com | @romangram_com