#نغمه_عشق_پارت_124

خندیدم و گفتم:

_چیه؟مهتاب اونجاست؟

بهزاد:متاسفانه آره.

_سلام برسون.راستی بهزاد چه خوب شد زنگ زدی.ببین یه خواهشی دارم ولی تو رو خدا نه توش نیار.

بهزاد:ما در بست مخلصیم.بفرما.

_می تونی واسه یه لیسانس حسابداری یه کار خوب گیر بیاری.

یکم فکر کرد و بعد گفت:

_مرد یا زن؟

_مرد.

یکم فکر رد و گفت:

-اگه تو بخوای آره.

خیلی خوشحال شدم و گفتم:

_ممنون بهزاد.

بهزاد:خواهش می کنم.ببین به طرف بگو فردا بیاد به این آدرسی که می گم.راستی نغمه قابل اعتماد هست؟

_آره.پسر خوبیه.

بهزاد:باشه،پس یادداشت کن.

آدرس و گفت منم یادداشت کردم که گفت:

_نغمه خیلی خوشحالم که دوباره برگشتی به حالت اولت.

_حالا می فهمم که می گن خاک سرده یعنی چی؟

بهزاد:خوبیش همینه دیگه.

_بازم ممنون. امیدوارم بتونم تلافی کنم.

بهزاد:باشه بعدا با هم حساب می کنیم.

_حالا که قراره بعدا با هم حساب کنیم بذار خوب چوب خطمو پر کنم.

خندید و گفت:

_بفرما.

_می تونی یه خونه کوچیک و نقلی ولی قشنگ برام گیر بیاری؟

بهزاد:می خوای نقل مکان کنی؟

_نه جریانش مفصله بعدا برات می گم،تو بگو.

بهزاد:اینجور مسایل در تخصص سیناست بهش زنگ بزن.

_باشه بازم ممنون.

بهزاد:بابا خواهش می کنم.ببین نغمه بهش بگو فردا راس ساعت 9 صبح بره به این آدرس .منم الان زنگ می زنم و سفارش می کنم.

ازش تشکر کردم و بعد از هم خداحافظی کردیم.دوباره گوشی روبرداشتم و به سینا زمگ زدم .گوشی رو برداشت و تا صدامو شنید شناخت و گفت:

_بهبه.نغمه خانم چه عجب یادی از ما کردی؟

_من که همیشه به فکر همه تونم.

سینا:آره جون خودت.

_چه کار می کردی؟

سینا:دارم می رم دنبال بدبختی.

_چر بدبختی؟

سینا:خب می رم دنبال یه لقمه نون.


romangram.com | @romangram_com