#مسافر_پارت_156

-خدا لعنتت کنه آرتان...خیلی پست فطرتی...آشغالِ عوضی...چطور تونستی؟خیلی بی وجدانی

نفس عمیقی کشیدم و دوباره ادامه دادم:

-دیگه نمیذارم ...دیگه نمیذارم اسمِ کثیفت تو شناسنامه م باشه...ازت طلاق میگیرم

با عجله از روی صندلی بلند شدم و رفتم تو اتاق ...انقدر گیج شده بودم که حتی نمیتونستم موبایلمو پیدا کنم

بالاخره بعد از کلی جستوجو پیداش کردم و شماره ی آیدا رو گرفتم

طولی نکشید که جواب داد:

-آندیا؟آندیا دختر تو کجایی؟خیلی نگرانت شدم خواهری؟آنیکا چطوره؟خوبین؟ببین بگو کجایی تا بیام دنبالت...

داشت یه ریز صحبت میکرد و به من اجازه ی حرف زدن نمیداد

با صدایی تحلیل رفته گفتم:

-آیدا؟به محمد بگو...بگو که آدرس خراب شده ی آرتان کجاست؟

آیدا بلافاصله جواب داد:

-آندیا تو آروم باش ...الان گوشی رو میدم به خودش من چیزی نمیدونم بخدا

دیگه شنیدن صدای محمد هم برام آزار دهنده بود...اون میدونست من چقدر عذاب میکشم و چیز بهم نگفت:

-نه آیدا نمیخوام صداشو بشنوم به توام به حرمت چند سال دوستی مون زنگ زدم...وگرنه مطمئن باش زنگ نمیزدم...همه تون میدونستین و چیزی بهم نگفتین!!

آیدا که از صداش فهمیدم داره گریه میکنه گفت:

-نه آندیا بخدا من نمیدونستم...تو آروم باش...چشم عزیزم من الان میپرسم

صداشو شنیدم که داشت با محمد حرف میزد:

آیدا-بیا تحویل بگیر بخاطر تو و اون دوستت ...آندیا ازم دلخوره...حالا بگو ببینم آدرسش کجاست؟

محمد-گوشی رو بده یه سری چیزا هست که باید بدونه

آیدا-لازم نکرده نمیخواد صداتو بشنوه...بگو من خودم بهش میگم

محمد-منم نمیدونم کجا زندگی میکنه ....بیا این شماره شه براش بخون

صدای آیدا رو شنیدم که بهم گفت:

-آبجی الان برات شماره شو اس میکنم

-من نمیخوام صداشو بشنوم ...آدرسشم برای یه کاره دیگه میخوام

-والا بخدا محمد میگه من نمیدونم کجا زندگی میکنه

-باشه پس بهش بگو دادخواست طلاق میاد درِ خونه ی شما...خداحافظ

گوشی رو قطع کردم و خودمو انداختم رو تخت

سرمو محکم بین دستام گرفتم و شقیقه هامو فشار دادم

-آرتان من دوست داشتم...ولی تو لیاقت دوست داشتن نداری...لیاقتت همون دخترای عوضی ان که هر روز با یه نفرن!!

باید وکیل میگرفتم...میخواستم هرچه زودتر طلاق بگیرم...

دیگه اسمش زیادی رو شناسنامه م سنگینی میکنه

خواستم زنگ بزنم به لیلی جون ازش شماره ی یه وکیل قدر رو بگیرم...اما نمیدونستم چی بگم

چشمامو ریز کردم و با خودم گفتم:

-میگم که یکی از دوستام میخواد از شوهرش جدا بشه...یه وکیل خوب میخواد!

شماره ی لیلی جونو گرفتم و سعی کردم جوری صحبت کنم که صدام نلرزه

بعد از دو تا بوق جواب داد:

-سلام آندیا جان خوبی مادر؟

-سلام مامان.ممنون...شما خوبی؟بابا خوبه؟

-مرسی عزیزم.دخمل کوچولوی ما در چه حاله؟بیداره؟

-اونم خوبه...نه طفلی از پارک که اومدیم خسته بود و خوابید.راستش مامان..اممم چیزه !

-چی شده دخترم؟مشکلی پیش اومده؟

-نه نه مشکلی که نیست...میدونی چیه! یکی از دوستام میخواد از شوهرش طلاق بگیره دنبال یه وکیل کارکشته میگرده...مبلغشم براش مهم نیست...میگم اگه کسیو میشناسی بهم معرفی کن تا بهش بگم...!!

romangram.com | @romangram_com