#موژان_من_پارت_78
- آژانس ماشين نداشت گفت تا يك ربع ديگه مياد . منم گفتم دوباره تماس ميگيرم .
نگاهي به ساعتم كردم 9:15 بود . رادمهر كه متوجه كلافه بودنم شده بود گفت :
- ميخواي خودم ببرمت ؟ البته اگه عجله داري ميگم ؟
- نه ميرم سر كوچه دربست ميگيرم .
نگاه جديش و توي صورتم انداخت و گفت :
- اين موقع شب ؟
منم مثل خودش جدي گفتم :
- مگه اين موقع شب چشه ؟
- اگه انقدر واجبه كه زود برسي خونه خودم ميبرمت . الان حاضر ميشم .
از جام بلند شدم و گفتم :
- خودم ميرم . نميخوام اين موقع شب مزاحمت بشم .
romangram.com | @romangram_com