#موژان_من_پارت_487
- خيلي ناز شدي .
- بودم .
- ناز تر شدي ! خود شيفته .
- اينا همه كمال هم نشينه .
خنديد دستم و گرفت و گفت :
- من تا شب دووم ميارم ؟
اخمي كردم و گفتم :
- بايد بياري .
لبخند زد و گفت :
- چشم عزيزم . سعي ميكنم ولي قول نميدم .
با لبخند از در آرايشگاه بيرون اومديم . دوربين فيلم برداري آماده ي فيلم گرفتن ازمون بود . بعد از گرفتن عكس بالاخره راهي باغي شديم كه محل برگزاري عروسي بود . وقتي وارد باغ شديم حس كردم كه همه ي مهمونا و مخصوصا سيما جون يه نفس عميق كشيدن . خوب سابقه ام خراب بود حق داشتن بنده خداها !
romangram.com | @romangram_com