#موژان_من_پارت_208
سري تكون دادم و به سرعت به سمت اتاقم برگشتم . معلوم نبود اگه بيشتر ميموندم چه اتفاقي ميفتاد ! پشت در اتاق نفس حبس شدم و بيرون دادم و به سمت لباسام رفتم . سريع حاضر شدم و توي حال به انتظارش نشستم . وقتي اومد از تيپش خوشم اومد . كت اسپرت مشكي پوشيده بود با شلوار كتون مشكي . پيرهن مردونه ي خاكستري رنگش هم ديگه همه چي رو كامل كرده بود . گفت :
- بريم ؟
ناخودآگاه لبخندي روي لبم نشست و گفتم :
- بريم .
تا خونه توي ماشين سكوت بود من غرق بوي خوب ادكلن رادمهر شده بودم و رادمهرم نگاهش و به جلو دوخته بود . موقعي كه دم در خونه داشتم از ماشين پياده ميشدم گفتم :
- نمياي تو ؟
- نه ديگه همينجا منتظرت ميمونم زود بيا .
نميدونم چرا بيشتر اصرار كردم گفتم :
- هوا سرده شايد طول بكشه بيا تو .
نميدونم توي نگاهم چي بود كه رادمهر بعد از چند ثانيه كه خيره نگاهم كرد قبول كرد كه بياد تو . ماشين و پارك كرد و با هم رفتيم تو خونه . رادمهر توي پذيرايي منتظرم نشست و من به اتاقم رفتم . بين لباسام ميگشتم كه چشمم به شلوار پاچه گشاد مشكيم افتاد كه راه هايي به همون رنگ داشت بلوز خاكستري كوتاهي رو هم انتخاب كردم . لباسام و در آوردم داشتم شلوارم و ميپوشيدم كه تعادلم به هم خورد و دستم به گلدوني كه روي ميزم بود خورد گلدون روي زمين افتاد و با صداي بدي شكست . جيغ خفه اي كشيدم . رادمهر سراسيمه بدون اينكه در بزنه اومد توي اتاق و گفت :
- چي شد ؟ . . .
romangram.com | @romangram_com